لینگافن مقدمه 1
لینگافن مقدمه 2

مقدمه

سلام اسم من ولودیا و روس هستم .
من به زبان روسی صحبت می کنم.
شما هنوز به زبان روسی صحبت نمی کنید.
ولی شما می خواهید روسی یاد بگیرید؟
این خیلی خوبه.
من به شما کمک می کنم.
بیایید شروع کنیم .
این کتاب است .
این دیسک است.
نوار ضبط است.
……….
-سلام!
-سلام ولودیا.
-حالتان چط.وره؟
-خوبه ، ممنون ، ولی تو چطوری؟
-همچنین خوبم ، ممنون. شما روس هستبد؟
-نه.
-شما زبان روسی یاد می گیرید؟
-بله
-شما کتاب دارید؟
-بله، من کتاب دارم.
-کتاب شما کجاست؟
-کتاب آنجاست.
-ولی این ( کتاب) کجاست؟
-کتاب روی میز است .
-خوبه.

اولودیا : جازه بمن بدهید برای شما خانواده ام معرفی کنم.این مادرمه.النا واسیلونا.

النا :سلام اسم من النا واسیلونا ایوانوا.
من مادر والودیا هستم. این شوهر من است .نیکلای ایوانویچ.

نیکلای :سلام اسم من نیکلای ایوانویچ ایوانف
من پدر والودیا هستم.اجاره معرفی کنم پدرم ، ایوان ایلیچ.

ایوان: سلام اسم من ایوان ایلیچ ایوانف من پدربزرگ ولودیا هستم.
ولودیا : این همه خانواده ماست .اجازه بدهید بمن آشنا کنم شما را هنوز با یک شخص .این دوستم ویکا است.

ویکا: سلام ما با ولودیا باهم درس خوندیم .
من خیلی خوشحالم با شما آشنا میشوم.
والودیا: ما هنوز دوستانی داریم .شما با آنها بعدا آشنا میشوید .بای.

فیلم با توجه نگاه کنید و 5 خط درباره آن بنویسید . هر جلسه با یک فیلم آموزشی.

لینگافن درس 1

این چیست ؟ این فرودگاه مهرآباد است.
مهرآباد فرودگاه بزرگ تهران است.
این کیست؟ این علی کرمی است.او مهندس جوانی است . او‌ در خارج بود ولی حالا در خانه است.

این پلیس فرودگاه است .
این کنترل پاسپورت است .علی باید پاسپورت نشان بدهد .
علی باید فرم اعلام پر کند و بار را نشان بدهد . لیست بار و پول.
این کیست؟ این پردیس است . او دانشجو است .
چه ملاقات لذت بخشی.

باربر کجا است؟ اینهاش. ایستگاه اتوبوس اینجا است اما ایستگاه تاکسی آنجا.

این تاکسی پر است اما این تاکسی خالیه.
بزودی تهران،میدان آزادی.

لینگافن درس 2

 

علی در شهر بزرگ تهران متولد شد.اما پردیس در شهر اهواز متولد شد.
علی در دانشگاه شیمی تهران تحصیل کرد. ابتدا او در یک کارخانه بزرگ کار می کرد. بعدا علی در خارج شروع بکار  کردن کرد. او در یک کارخانه جدید در  آزمایشگاه  کار می کرد.
پردیس چکار می کرد؟
او همینطور در دانشگاه تهران در دانشکده فیزیک درس می خواند
علی پیش خانواده زندگی می کند ولی پردیس در خوابگاه دانشگاهی .

لینگافن درس 3

 

خانواده کرمی در آپارتماه  جدید در ولنجک زندگی می کنند.
این پدر علی است. آقای رضا کرمی  پزشک است.
او در بیمارستان کار می کند.. این هم مادر علی است .خانم سارا محمدی  معلم است.
آنها درباره زندگی و علی صحبت می کنند .
ناگهان علی می گوید که او قصد ازدواج دارد..
اما مادر علی موافق نیست. او می گوید که علی باید بیشتر درباره این فکر کند.
بعد پدر شروع به صحبت می کند .
او می گوید که حق با مادر نیست. او فکر می کند که علی بالغ است و خودش باید تصمیم بگیرد

کنفرانس تصویری تشریح فیلم  در یک دقیقه در تد لینگافن

لینگافن درس 4

صبح در آپارتمان علی
این اتاق غذا خوری است. آنجا اتاق پدر و مادر است. اما آنجا اتاق علی است.
در آپارتمان جدید ۳ تا اتاق است.
در اتاق علی یک پنجره است.
در سالن غذا خوری دو تا پنجره است.
روی میز یک بشقاب است.
کنار آن ۲ تا چاقو و دو تا چنگال.
اینست یک تکه نان سیاه جو..
کنارش نان سفید. اما اینم  ۴ تیکه کالباس
امروز صبحانه آش ، کالباس پنیر و قهوه است.
اما چای نیست.

علی شروع می کند صبحانه خوردن .
تلفن زنگ میزند.
پردیس است.
امروز او وقتش آزاده است.
علی هم وقت آزاد دارد.
آنها تصمیم می گیرند یکدیگر ملاقات کنند.
اما کی و کجا؟
در ساعت ۲ در خیابان انقلاب.
اما کجای خیابان انقلاب ؟
در کنج خیابان انقلاب و کوچه پرورش.

کنفرانس تصویری تشریح فیلم  در یک دقیقه در تد لینگافن

لینگافن درس 5

علی در کنج انقلاب و کوچه پرورش ایستاده است و منتظر پردیس.
پردیس و علی به سمت برج میلاد می روند.
علی این مکان دوست دارد.
از  آنجا آنها می توانند همه شهر را ببینند: میدان آزادی ، کاخ گلستان، استادیوم آزادی ، پارک لاله و همه دانشگاه های تهران .آسمان خراشها در شمال تهران.‌
علی باید روزنامه بخرد .
علی روزنامه کیهان، روزنامه ایران، روزنامه ورزشی می خرد.
علی مجله اقتصاد امروز می خرد.
ناگهان علی یک توریست خارجی می بیند.
توریست خارجی فارسی بد صحبت می کند.
او از علی می پرسد.
چطور به میدان توحید برود .علی نمی داند.
او به او پیشنهاد می کند که از پلیس بپرسد.

کنفرانس تصویری تشریح فیلم  در یک دقیقه در تد لینگافن

لینگافن درس 6

علی و پردیس وارد رستوران بهار می شوند.
میز کوچکی در گوشه است .
پردیس و علی می نشینند .پیشخدمت مینو غذا را می آورد .
علی سفارش می دهد.
برای پیش غذا او می پرسد که بیاورد ماست  و سالاد
در اولین سفارش چلوکباب .
در سفارش دوم دریافت می کند سوپ ساده و پردیس سوپ مرغ .
علی و پردیس در رستوران بهار دوست دارند که نهار بخورند.
حالا آنها نشستند و ساکت هستند و منتظر پیشخدمت هستند .
پیشخدمت سفارش چلوکباب می آورد.
علی چلوکباب خیلی دوست دارد.
پیشخدمت پرس دوم می آورد .
پردیس می گوید که کباب اینجا خیلی خوشمزه است.
سفارش سوم چیه؟
علی سفارش آب معدنی میدهد اما پردیس آب میوه .
نهار خوشمزه بود .
علی صورتحساب درخواست می دهد .
می پردازد و آنها خارج می شوند .

کنفرانس تصویری تشریح فیلم  در یک دقیقه در تد لینگافن

لینگافن درس 7

علی و پردیس با مترو می روند
برای پردیس وقت رفتن به خانه است.
او دوست دارد با قطار برود .
علی و پردیس پیاده به ایستگاه مترو می روند .
ابتدا آنها مستقیم می روند  اما بعد سمت راست.
اینست ایستگاه مترو.
آنها داخل مترو میشوند.
علی پول خرد ندارد.
او باید خرد کند ۵۰ تومانی .
علی و پردیس با پله برقی به جایگاه سمت چپ می روند.
از آنجا قطار میرود تا ایستگاه تجریش..
پردیس و علی وارد کوپه می شوند و می  نشینند .
در ایستگاه بعد یک معلول وارد میشود .
علی بلند میشود و جاش را به او پیشنهاد می کند.
اینست ایستگاه صادقیه . در اینجا علی و پردیس باید خط عوض کنند.
بعد آنها تا ایستگاه تجریش بروند و آنجا خارج شوند.

کنفرانس تصویری تشریح فیلم  در یک دقیقه در تد لینگافن

لینگافن درس 8

علی و پردیس در تاتر مرکزی
علی و پردیس به هنر و تاتر و موسیقی و نقاشی علاقمند هستند.
امروز آنها می خواهند به تاتر مرکزی شهر ، دختران آفتاب بروند.
اینست علی و پردیس در تاتر.
آنها در سالن همکف در ردیف پنجم نشستند.
علی می پرسد: کی امروز نقش  شیرین در نمایش شیرین و فرهاد بازی می کند؟
پردیس می گوید : نیکی کریمی . همه موافق هستند که او بازیگر خوبی است.
فصل اول تاتر تمام است.
استراحت .
علی با پردیس به سالن میروند .
آنجا پردیس می خواهد علی را با دوستش آشنا کند .
او با شوهرش در سالن تاتر هستند .
اینها هستند .
علی همچنین می خواهد با آنها آشنا شود.
آنها درباره نمایش گفتگو می کنند و چطور با هم آشنا شدند و با هم ازدواج کردند و کجا کار می کنند.
زنگ .
وقت رفتن به سالن نمایش است.

کنفرانس تصویری تشریح فیلم  در یک دقیقه در تد لینگافن

لینگافن درس 9

علی و پردیس به روستا می روند
دیروز پردیس به علی پیشنهاد کرد به روستا بروند .
آنجا عموی پردیس، محمد زندگی می کند.
پردیس اغلب پیش او بود.
علی همچنین باید انجا باشد .
محمد عموی پردیس ، اغلب درباره علی می پرسد و او و علی را به روستا دعوت می کرد.
اما پردیس همیشه پاسخ می داد که علی خارج است و او همراه او نمی تواند بیاید.
علی و پردیس مدت طولانی تصمیم گرفتند که چطور به روستا بروند با ماشین یا با قطار .
در آخر آنها تصمیم گرفتند با قطار.

آنها یکدیگر را صبح زود در  سالن ایستگاه قطار ملاقات کردند .
در قطار پردیس همه وقت به پنچره قطار نگاه می کرد .
ولی علی فقط یکبار به پنچره نگاه کرد .
او تمام وقت داشت روزنامه می خواند.
پردیس پرسید : روزنامه خوندی؟
علی گفت: بله خوندم.
پردیس چکار کرد؟ هیچ .
او بسادگی به پنچره داشت نگاه می کرد .
این ایستگاه است .

کنفرانس تصویری تشریح فیلم  در یک دقیقه در تد لینگافن

لینگافن درس 10

در ویلا
تابستان عموی پردیس و همسرش سارا اغلب به ویلا خود می روند.
در اینجا در هوای تمیز آنها استراحت می کنند. حالا عمو و زن عمو پردیس در تعطیلات هستند.
همه خانواده از تهران به این ویلا آمده‌اند .این عمو و زن عمو و بچه های آنها هستند.
اسم عموی من محمد و همسرش سارا است و اسم بچه های آنها علی و نازنین نام دارد.
عموی پردیس ، محمد مهندس برق است.
او در یک کارخانه به نام رامین برق کار می کند .
او معمولا چهارشنبه شب با خانواده به ویلا می آیند. آنها پنجشنبه و جمعه آنجا می گذرانند و جمعه شب به تهران برمی گردند.علی شادمانه که با پردیس به ویلا آمدند .
عموی پردیس و سارا آنها را دوباره دعوت می کنند که در ماه دیگر بیایند.
اما چه روزی ؟
علی  قصد دارد با پردیس به اصفهان بروند . شاید ماه دیگر؟

کنفرانس تصویری تشریح فیلم  در یک دقیقه در تد لینگافن

لینگافن درس 11

کنفرانس تصویری تشریح فیلم  در یک دقیقه در تد لینگافن

لینگافن درس 12

کنفرانس تصویری تشریح فیلم  در یک دقیقه در تد لینگافن

لینگافن درس 13

کنفرانس تصویری تشریح فیلم  در یک دقیقه در تد لینگافن

لینگافن درس 14

کنفرانس تصویری تشریح فیلم  در یک دقیقه در تد لینگافن

Copy Protected by Tech Tips's CopyProtect Wordpress Blogs.